بعد از فجایع اخیر در ایران، خیلیها سوال میکنند: چرا مراجع ساکتند؟ آیا آقایان فقط برای خمس گرفتن هستند؟ … برای یافتن پاسخ مناسب، با بعضی از بزرگان و نزدیکان برخی مراجع گفتگوهایی کردم وپاسخهایی را دریافت کردم که نیاز به بررسی و دقت دارد.لازم است متذکر شوم آنچه میخوانید حاصل فهم ودرک من از گفتگوی با صاحبنظران است وبهیچوجه بنمایندگی کسی حرف نمیزنم.

همه میدانیم امروزه سربازان گمنام رهبر چنان بر مراجع کنترل دارند که در تاریخ مرجعیت شیعه بی سابقه است. مثلا مرحوم بهجت چون اهل عرفان و علوم خاصی بود ومطلقا اهل سیاست هم نبود اما چون مقلدان زیادی داشت مورد توجه نظام قرار گرفت وخیلیها خود را به او چسباندند بنابراین اراده رهبری بر این تعلق گرفت اغلب افراد دفتر ایشان از وزارت اطلاعات باشند حتی فرزند ایشان همکاری تنگاتنگی با اطلاعات داشت بطوریکه تمامی گفته ها و نوشته های ایشان بشدت کنترل وبرخی هم سانسور میشد وچنان برایش تبلیغ میکرند که همه خیال میکردند ایشان از مراحع درباریست. مکارم شیرازی و نوری همدانی هم از دربار رهبری به مرجعیت رسیدند. مکارم شیرازی کسی بود که در مصاحبه ای با روزنامه انقلاب اسلامی گفته بود “در جمهوری اسلامی کشتن انسان از کشتن گوسفند آسانتر است.”!!! بعد تغییر جهت داد. میماند آقای وحید خراسانی که ایشان سالها ست مبارزه منفی را شروع کرده و خیلیها میدانند که رهبر دل پری از وی دارد چون صریحا به آقای خامنه ای گفته بود شما فقط سلطان باش و فکر مرجعیت را از سر بیرون کنید. در هیچیک از انتخابات شرکت نمیکند و هرگاه آقای خامنه ای به قم سفر میکند ، آقای وحید به مشهد میرود تا ملاقاتی صورت نگیرد. میماند مراجع نجف. هم آقای خمینی و هم خامنه ای از نجف و مراجع نجف بشدت متنفربوده و هستند.(به خاطرات محتشمی ودعایی و مدرسی و…مراجعه کنید) زیرا اولاعلمای نجف آخوندهای قم را خیلی سطحی میدانستند و عقیده شان این بود اغلب طلبه های قم چون حال درس خواندن ندارند به سیاست رو می آورند و درس چندانی نمی خوانند بدنیست بدانید علمای قم اغلب ادعا میکنند نجف هم درس خوانده اند. و بهمین دلیل هنگامیکه آقای خمینی نجف بود از سوی علمای نجف خیلی تحقیر میشد. اساس کینه هم همین بود. حسین خمینی میگفت هر وقت میخواستم پدر بزرگم (آقای خمینی) را عصبانی کنم ازعلمای نجف تعریف میکردم! بهمین دلیل کینه نجف در دل هر دو رهبر ریشه داشته و دارد. دوم نجف هنوز استقلال خود را از ایران حفظ کرده و بسیار باسیاست عمل شده یعنی بعنوان “عدم مداخله در امور سیاسی ” مبارزه منفی میکنند. مثلا همه میدانند که دو مرحع بارز نجف یعنی آقای سیستانی و سید محمد سعید حکیم هردو بشدت با ولایت فقیه مخالفند. نیروهای امنیتی سپاه و آخوندهای دربار رهبری به هردو این آقایان فشار آوردند که مخالفت خود را با ولایت فقیه اعلام نکنید لیکن هردو اینها یعنی سیستانی و حکیم زیز بار نرفتند و در وبسایتهای خود اعلام کردند ولایت فقیه را قبول ندارند. همه میدانند که مرگ بر ضد ولایت فقیه شعار نظام است. شاید کمتر کسی بداند که هنگام سفر احمدی نژاد به عراق ، وی میخواست به نجف رفته و با مراجع نجف ملاقات کند اما آقایان سیستانی و حکیم ازپدیرش وی سر باز زدند بطوریکه مجبور شد سفر به نجف را لغو کند. بعد از آزادی عراق نیروهای سپاه از ترس نفوذ بسیار گسترده آقای سیستانی در جهان تشیع ، منزل دیوار بدیوار ایشان را خریدند و با بکار گذاشتن دستگاههای شنود ، تمام ملاقاتها و حرکات ایشان ضبط و شنود میشود. گاهی هم که سیستانی به مسولین ایران بطور غیر علنی تشر میزند سپاه، نیروهای مقتدی صدر را علیه ایشان بسیج میکنند. وناگهان نیروهای مقتدی صدر در نجف رژه میروند و مرگ بر سیستانی سر میدهندد و خلاصه شهر را به هم میریزند. اینجوری به آقای سیستانی میفهموندند که “آقا فضولی تو کار ایران موقوف! کار با سید محمد سعید حکیم بسیار ساده تر است. ایشان به نماینده آقای خامنه ای یعنی اختری نهیب زد که: از جون مردم عراق چه میخواهید که نیروهای مقتدی صدر را بجون مردم و مراجع انداخته اید، کاری که با شریعتمداری کردید بس نبود بس کنید اینکارها راو…خلاصه خطوط قرمز نظام را رعایت نکرد … این حرفها اینقدر برای رهبر گران آمد که چند روز بعد برای آماده سازی مردم خبر گزاری جمهوری اسلامی اعلام کرد: آیت الله حکیم فوت کرد و بعدکه تکذیب شد چند روز بعدش بمبی در کنار اتاق خواب ایشان منفجر شد و چند نفر را کشت و خودش هم شانس آورد تو اتاق دیگر بود.
بدنیست یادآوری کنم: آنهایی که سالهای تلخ شصت خورشیدی را بیاد دارند هرگز فراموش نمیکنند این حکومت اسلامی و پدران همیشه در صحنه ما با مرحوم شریعتمداری چه کردند. بعد از اینکه آن معلم اخلاق «ری شهری» سیلی به صورت آن پیرمرد نواخت که باید به اعترافات تلویزیونی تن دهد و شریعتمداری هم نپذیرفت بعد گفت: میگم پاسدارها ترتیب دخترت را بدهند. اول سید خیال کرد این یک بلوف است لیکن یکی از همراهان معلم اخلاق ری شهری چادر دختر آقای شریعتمداری را کشید تازه سید فهمید اینها برای بقای در قدرت و باصطلاح برای حفظ نطام ، به هر کاری دست میزنند وتن به اعترافات داد اما بشرطی که از روی کاغذ بخواند تا شاید راندان شرایط این اعتراف گیری را درک کنند. مردم هم حسابی حمایت کردند و در تظاهرات میلیونی فریاد زدند: مرگ بر بر سه مفسد روزگار .. صدام و ریگان و شریعتمدار! میدانید جرمش چه بود، گفت: ولایت فقیه با اصل حکومت مردم بر مردم تضاد دارد. حرفی که تازه امروز روشنفکرانی مانند سروش و کدیور و… میزنندو آنزمان جزو تماشاچیان این صحنه تلخ بودند. جالب است بدانید ، چون حال شریعتمداری بحرانی شد مرحوم خوانساری واسطه شد با آقای خمینی تلفنی صحبت کرد که آقای شریعتمداری حالش بدست برایش دکتر بفرستید آقای خمینی با تمام احترامی که برای مرحوم خوانساری قایل بود پاسخ داد: آقا باور نکنید خودش را به مریضی زده …این میخواهد برای معالجه بفرستیمش خارج تا بره اونجا توطئه کنه..شما هم طرفش را نگیرید مترسم مردم همانکاری که با او کردند باشما هم بکنند !!! وبا این تهدید حال مرحوم خوانساری را هم گرفت و حالیش کرد شما آدم ساده ای هستید و فضولی نکنید. با منتطری هم یاد دارید چه کردند.
خلاصه آنچه راجع به سوال فوق من می فهمم اینست: بیانیه دادن ومحکوم کردن تاثیر مثبتی نخواهد داشت و حکومت ترتیب اثری نخواهد بخشید وبه مقام مرجعیت توهین و افترا میزنند ووضع مردم بدتر خواهد شد و تظاهرات باصطلاح خود جوش صورت میدهند وبسیجیها خون عده زیادی را خواهند ریخت وهیج نتیجه ای هم جز سنگدلی واستحکام بیشتر حکومت زر و زور و تزویر نخواهد بود بنظر آقایان بهتر اینست مردم به سیاست مبارزه منفی که مراجع سالها قبل از زمان آقایان خویی و خوانساری و شریعتمداری ومحمد روحانی وتا امروز وحید خراسانی و سیستانی دنبال میکنندد ، رو آورده وبگذارند مراجع با این بهانه که در سیاست دخالت نمیکنند ، با حکومت قهر بمانند.
مراجع فکر می کنن با چند تا بیانیه تکلیف شرعی خود را انجام داده اند در حالیکه ما در روز قیامت هرگز انان را نمی بخشیم و در پیشگاه خداوند مسئول هستند اگر با بیانیه کار حل میشد هرگز پیامبر با دشمنان نمی جنگید و یا امام حسین شهید نمیشد.
آقایان مراجع آیا صدای ناله مردم را نمی شنوید ؟ آیا شما هم دلهایتان سیاه و چشمهایتان کور شده؟آیا نمیدانید که پیامبر اسلام چگونه با دشمنان اسلام جنگید؟آیا سرگذشت شهادت حضرت علی ع را نخوانده اید؟آیا نمیدانید دشمنان اسلام چگونه امام حسین را به شهادت رساندند؟آیا آخرت را به هیچ فروختید و زندگی دنیوی را خریدید؟لعنت خداوند بر دشمنانش باد ؟ شما برای چه سکوت کرده اید؟آیا شرافت خود را به این امام نوظهور به روایت ایادیش فروختید ؟بدانید که در پیشگاه خداوند مسئولید که ساکت نشستید و سکوت اختیار کردید و ملت ایران و این خونهایی که به ناحق ریخته شده هرگز شما را نمی بخشد …..
man bar in bavar hastam keh maraje bayast shojaate marjaeiat ra dashteh bashand va be mellat bepeyvandad, vagarnah baad az soghoote in rahbare zalil va daro dasteh ash be gonah sokoot dar barabare koshtare mosamanan be bahanehe tars az abroo va ….. javabgoo bashand, magar motazeri cheh kard? mellat dar ayandeh dadgahe rohaneyat nakhahad dasht dadgahe mazlooman marja va tars az abroo va… nemishenasad, alan shoaar inast / rahbar jenayat mikonad marjae hemayat mikonad agar bejoz inast rasman boland shavand va be safe mellat molhagh shavand ya dar safr rahbar bemannad
Mardome Iran az Marajehe taghlid besiar bahush tarand; be mola va akhund ehtiaji nist,khodeman tasmim migirim.Akhund bishtar az gheire akhund vatanforushi kardeh.Din az siasat jodast. AMIN
tahlil haton doroste vali natije giriton kamelan ghalat o gheyre ghabele ghabol ast: mani harfe shoma ineke mardom be kare siyasat hich kari nadashte bashan ta ona har ghalaty ke deleshon mikhad bokonan. maraje iran ham hame akhond haye darbari, fased, khodkhad, zalem va ahmagh hastan.
ما هم از آنچه دارد بر سر مردم و مراجع می آید خوشحال نیستیم اما این ما هستیم که سینه سپر می کنیم نه آنها… شاید این انتظار زیادی باشد که آقایان هم کنار ما در خیابان باشند اما حداقل حرف بزنند سخنرانی کنند الان مردم پشت سر آنها هستند نه اول انقلاب است که مست از باده پیروزی نفهمیدیم چه بر سرمان آورده اند و در جو بی تفاوتی سالهای اخیر قرار داریم… حالا زمان مبارزه است پس آنها هم باید به شیوه خودشان در کنار مردم قرار گیرند نه اینکه عافیت طلبی کنند و به درس و بحث سرگرم شوند… می توانند که تحصن کنند چه کسی جسارت دارد آقایان را از حرم بیرون کند… شما را به خدا جوان هایمان را تنها نگذارید حداقل به خاطر عزت اسلام از مردم دفاع کنید.
ba salam
bebinid bahse velayate faghih az eslam khareje….in ye bahse hokoomatiye…pas kari be eslam nadare…vase hamin age olama nazar bedan sari sarkoob mishan….
pas be oon agir nadid…ye mosht pire marde bkhasiyatan…gondashoon bahjat bood ke fek konam koshtanesh…chon oon hatman moze giri mikard
تحليل جالبي بود. لذت بردم. مي خواستم اين را اضافه كنم كه در كشاكش بحران انتخابات ايران در وبلاگي خواندم كه زياد به مراجع قم رجوع شد تا دخالتي بكنند و آنها مي گفتند كه مصلحت نيست و يا در وضع فعلي به قضاياي سياسي وارد نخواهند شد. خب بسياري از متفكرين از ابتدا همين را مي گفتند و به جرم طرفداري از سكولاريسم تكفير مي شدند. چطور اين سكولاريسم كه تعبير ايراني آن جدايي دين از سياست است، چيز بدي بود و حال كه مردم نياز دارند علماي ديني به خاطر آنها وارد عمل شوند و نظر دهند، چيز بدي شده است. به نظر من اين بحث مهمي است كه بايد حتما در جامعه مطرح شود. چون بيشترين چيزي كه اين حاكميت از آن واهمه داشت ، استقبال مردم از بحث سكولاريسم بود.
دوست عزیز، اطلاعات شما از داخل حوزه جالب است اما توجیهی که برای سکوت مراجع تقلید آورده ای نه با سنت شیعی سازگار است که آقایان مدعی نمایندگی آن هستند و بالاتر از آن مغایر قرآن است. اما اول خوب است میان دو دوسته روحانیت تفکیک قائل شد: 1. وابستگان و متنعمان از نظام لایی مانند نوری همدنی و مکارم که وضعشان معلوم است و نیازی به بحث ندارند زیرا آنها دست در دست استبداد دارند. 2. کسانی که مستقلند. خود این گروه دوم نیز بر دو قسمند: گروهی مانند آقای منتظری که حقمدارانه روی حقوق مردم می ایستند و گروه محافظه کاران که قائلند باید جوری حرکت کرد که نه سیخ بسوزد و نه کباب
اما اینکه گفتم رفتار مراجع ساکت چرا با قرآن نمی سازد دلیلش این است که قرآن از اول تا آخرش دستور برای مبارزه با ظلم و ستم است و اینکه تک تک انسانها در برابر ستمی که به دیگری می رود مسئولند و اینکه مقاومت در برابر ظالمان جهاد است و اینکه قتل یک بیگناه (مثل ندا) قتل همه انسانهاست و…
در سنت هم تا بخواهی دلیل هست که حتی اگر یک نفر هم بودید بر ظلم بشورید و گفتن کلمه حق در برابر سلطان جائر فرض است و راه و روشی که علی و فرزندانش رفته اند نیز موید حقجویی تا آخر حتی به قیمت جان است. مصلحت گروی ناشی از محاسباتی که شما در اینجا برای توجیه رفتار روحانیت آورده اید در رفتار محمد و علی غایب است
البته هنوز یک پرسش مطرح است که خوب چه بسا این آقایان ساکت به این نکته نرسیده اند که در نزاع پس از انتخابات و خشونتهای فعلی حق با چه کسی است تا طرف آن را بگیرند؟ اگر کسی به این سوال پاسخ مثبت دهد آنگاه باید به هوش و فهم و درک چنین مراجعی که قصد هدایت مردم در زمانه ای به این پیچیدگی ها را دارند و با چاپ و نشر رساله ها یشان در داخل و خارج مدعی شناخت حق از ناحق در ریز و درشت مسائل زندگی مقلدان هستند، به جد شک کند و اعلام کند که آنها شایستگی این مقام را ندارند
من با خود مفهوم مرجع تقليد مشكل دارم. نهايتا يك انسان ديني ميتواند اشاره گر باشد به حقيقت نه اينكه بتوان دين را از او تقليد كرد.به قول مولانا :خلق را تقليدشان بر باد داد/اي دوصد لعنت بر اين تقليد باد.
اين را گفتم براي اشاره به اين موضوع كه فرض مجتهد و مرجع بودن آزادگي و انسانيت را به دنبال ندارد. همين مراجع سياست زده بزرگترين خيانتها را به دين و مذهب روا داشته اند .خيلي نبايد منتظر گرم شدن آبي از طرفشان بود.
با سلام
سر مطلب شما حرف بسیار دارم. بعدا می گویم. در ضمن وبلاگ شما در ایران فیلتر شد
نكاتي كه نوشتهايد جالب است. هرچند هميشه براي توجيه سكوتهاي نابجا دليلهاي بسيار ميتوان جست: آن بحث شنود در كنار خانه آقاي سيستاني و … واقعيت آن است كه مراجع عراق نميخواهند پا توي كفش حكومت ايران كنند. چون به سادگي معتقد به منافع ملي خود هستند.
در مورد مراجع ديني در ايران نيز اين شيوه سكوت و مبارزه منفي در جايي كه حكومت پهلوي بود ، قابل مقايسه با وضع حاضر نيست. سكوت در شرايط حاضر يعني تأييد. بي شك. شما اهدا نامه آقاي حسن زاده آملي را بخوانيد به رهبر. يا اظهار نظرات آقاي بهاءالديني را و … روايات هم هست كه آقاي بهجت به ديدار آقاي خميني رفته است و خوشامد گفته… اينها واقعيات بزرگتري است. جوري تعلق صنفي انكار ناپذير در اين ميان هست. حساب آقاي شريعتمداري هم كلا از روحانيون حاضر جداست. همان زمان آقاي مرعشي و گلپايگاني و … بودند.
ضمناً آقاي منتظري به گمان من به دعاي خير آقاي بروجردي كه ظاهرا خيلي به او علاقه داشت ، سعادتمند شد و الا اين وضع حاضر را آقاي منتظري علم كرد. در پيش نويس قانون اساسي از چنين سيستم شگفت انگيزي خبر نبود…
ali, keh baraye rejim kesafate iran kar mikoni,boro keh ham khodet bemiri ham azizat, karet be mardome iran nabashe bi-sharafaaaaaaaaa